مرتضى راوندى

750

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كه به نفع اعليحضرت انجام شده بخاطر آوريد و دستور فرماييد مبلغ هنگفت پول من باضافهء سود آن ، بدون تأخير بيشترى در وجه من پرداخته شود . . . « 1 » » در نتيجهء رشد روزافزون بورژوازى و استقرار حكومت پول ، سرمايه‌داران موقعيت اجتماعى و اقتصادى مهمى كسب كردند . روابط اجتماعى و اقتصادى طبقات ، دستخوش تغيير گرديد . ديگر حفظ اصول ديرين ، و بقاء سرواژ به نفع دنياى جديد نبود . سرمايه‌داران ، كارگرانى مى - خواستند كه بتوانند ، به ميل خود به كارى وادارند ، يا اخراجشان كنند يا به كار جديدى بگمارند به اين ترتيب ، محدوديتهاى كهنهء طبقاتى رو به فراموشى رفت و كسانى كه به راه‌ورسم مال‌اندوزى و كسب و تجارت آشنا بودند ، مىتوانستند در اندك مدتى ، پولدار شوند و در صف بورژواها قرار گيرند . چنان كه قبلا اشاره كرديم ، اختراع فن چاپ و استفادهء بيشتر از كاغذ ، به روشن شدن افكار عمومى كمك كرد . انتشار و تعميم صنعت چاپ ، در سراسر اروپا ، به مردم اصلاح‌طلب و ترقيخواه امكان داد كه انجيل و تورات و كتب علمى و فلسفى را به همان زبانى كه مردم كوچه و بازار تكلم مىكنند ترجمه كنند و در اختيار عموم قرار دهند . در نتيجه فراهم شدن اين مقدمات ، مردم به عوامفريبى و رياكارى و دروغگويى پاپها ، پىبردند - ويكليف « 2 » در انگلستان ، و ژان‌هوس ، در پراگ ، دسايس پيشوايان مذهبى را برملا كردند . بالاخره در سال 1517 مارتين لوتر آلمانى بربدعتها و سنن ناروايى كه به دست كشيشها در عالم مسيحيت راه يافته بود ، خرده گرفت و مردم را به مبارزه با آن بدعتها فراخواند . مذهب جديد به نام پرتستانى ، به زودى گسترش يافت و تلاش پاپها در اثر بيدارى افكار عمومى به جايى نرسيد . پس از لوتر ، يك نفر فرانسوى به نام كالون ، علمدار طريقت جديدى در عالم مسيحيت شد . او نيز مانند لوتر ، تنها كتاب مقدس را معتبر مىشمرد و با اين اقدام قدمى به جلو برمىداشت ؛ در عين‌حال وى مانند اشاعره ( در جهان اسلامى ) انديشه‌هاى ارتجاعى و زيانبخشى را تبليغ مىكرد و از جمله مىگفت ، تلاش و كوشش آدمى بىحاصل است . خداوند پيش از آفرينش گيتى عده‌اى را خوشبخت و جماعتى را بدبخت آفريده و هيچ عملى مشيت الهى را تغيير نمىدهد . كالون بدون آنكه خود متوجه باشد ، راه مبارزه با ستمگران را مىبست و مردم را چشم و گوش بسته در اختيار سرمايه‌دارى نوبنيان اروپا قرار مىداد . « كالون در نامهء مورخ 1545 ، وام با بهره را مباح و حلال شمرد . يكى از مورخان بريتانيا ، بنام تاونى « 3 » ، بموجب همين دلايل ، گفت : « كالون براى بورژوازى قرن شانزدهم همان كارى را كرد ، كه ماركس براى پرولتارياى سدهء نوزدهم انجام داد . » « 4 » در نتيجهء انتشار كتب و رسالات ، زمينه براى اصلاحات مذهبى فراهم شد . در انگلستان ، آلمان و كشورهاى اسكانديناوى ، در پناه حمايت سلاطين ، ثروتهاى كليسا كه

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 371 - 368 . ( 2 ) . Wyclif ( 3 ) . Tawney ( 4 ) . تاريخ اقتصادى ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 33 .